بگو چگونه بگیرم نشان...

بگو چگونه بگیرم نشان...

بگو چگونه بگیرم نشان، بهارت را / بهار یاد تو، این کهنه یادگارت را / چقدر خیره بمانم به جاده خورشید
نوجوان است و نارنجک و تانک

نوجوان است و نارنجک و تانک

نیمی از پای او مانده برخاک، نیم دیگر دوان توی پوتین/ این چنین است رزم و شهادت، این چنین است میدانی از مین / نوجوان سیزده سال دارد، سیزده سال شمس الضحایی
دستانت بوی باروت خسته می دهد

دستانت بوی باروت خسته می دهد

به خاکریز تو / آنجا که / صفیر گلوله مبهوت، زخمی را مرهم است/ پناه می برم
اگه یه روز شهید شم کوچه من کدومه ؟

اگه یه روز شهید شم کوچه من کدومه ؟

زل می زنی تو چشمام/ از تو یه قاب خالی/ من بی تو خسته از خود!/ اما تو در چه حالی؟
نشانی ات را گم کردم

نشانی ات را گم کردم

نشانی ات را گم کردم/ از مادرت/ از مادرت پرسیدم/ گفت « قطعه ی 62، ردیف اول»
سروده ای در رثای شهید مجید شریف واقفی

سروده ای در رثای شهید مجید شریف واقفی

شب بود / وحشت سراسر سایه گستر بود/ شب بود/ میهن به قعر خشم و کین و آتش دیوانیان می سوخت
۷
آرشیو