خاطرات شهید
شهيد حسين مال احمدي فرزند علي در سال1345 در روستاي دهقايد از توابع شهرستان برازجان ديده به جهان گشود. داوطلبانه خواستار خدمت در جبهه گرديد،و در جبهه هاي حق عليه باطل استقرار يافت. وي پس از7 ماه جدال با بعثيون كافر سرانجام در جبهه اروندكنار مقارن با عمليات غرورآفرين الله اكبر شربت شيرين شهادت را نوشيد.
شرح زندگي شهيد حسین مال احمدی از زبان خانواده


نام ونام خانوادگي شهيد : حسين مال احمدي

نام پدر: علي

تاريخ تولد : 1347

محل تولد : روستاي دهقايد

تاريخ شهادت :1365/10/01

محل شهادت : آبادان

نام عمليات : والفجر 4

محل دفن: بهشت رضوان دهقايد

  زندگي نامه شهيد:

شهيد حسين مال احمدي فرزند علي در سال1345 در روستاي دهقايد از توابع شهرستان برازجان ديده به جهان گشود و نام سرور شهيدان زيبنده وجودش شد.وي دومين فرزند و پسر ارشد خانواده بود و با سپري كردن دوران كودكي به مدرسه راه يافت.دوره دبستان را در دبستان شهيد بهشتي دهقايد گذراند و در ادامه دوره راهنمايي را شروع كرد.اواسط سال هاي تحصيل حسين و حساس ترين ايام شكل گيري شخصيتش،با روزي سرنوشت ساز همراه بود.زيرا در آن زمان عزيزترين فرد خانواده يعني پدرش را از دست دادند و مصيبت و اندوهي وافر برجانش ريشه دوانيد، ولي حسين كسي نبود كه از پاي در آيد. وي با جديت، با آن سن كمي كه داشت سرپرستي خانواده را بر عهده گرفت. وي با اين همه زحمت و مرارت كه متحمل مي شد، هيچ گونه شكوه و شكايتي نداشت و هميشه مهربان و لبخند بر لب داشت.حسين در اسفندماه 1363به خيل دلاوران ارتش اسلام يعني ژاندارمري جمهوري اسلامي ايران پيوست. وي پس از گذراندن يك سال آموزشي در آموزشگاه گروهباني شهيد شاملو بهبهان با افتخار و سربلندي فارغ التحصيل شد و در قرارگاه پليس راه اهواز- انديمشك به خدمت مشغول گرديد.و داوطلبانه خواستار خدمت در جبهه گرديد، پس از تقاضاي وي و موافقت با آن به صف مجاهدان في سبيل الله درآمد و در جبهه هاي حق عليه باطل استقرار يافت. وي پس از7 ماه جدال با بعثيون كافر سرانجام در جبهه اروندكنار مقارن با عمليات غرورآفرين الله اكبر شربت شيرين شهادت را نوشيد و به لقاءالله پيوست. و با حضور خونينش در مهماني خدا، صداقت، استواري، طاعت و بندگي خدا را به اثبات رساند.

 خاطره اي از شهيد:

يادم هست ماه رمضان1364 بود. حسين براي يك ماه روزه داري يك ماه مرخصي گرفته بود و به روستا آمد. شب ها در منزل پدر بزرگوارش مراسم روضه خواني و قرآني برپا بود.و ما به كمك يكديگر و ديگر بچه ها ميزباني را بر عهده مي گرفتيم و از مردم با چاي و شربت پذيرايي مي كرديم و اين عمل تا ختم جلسه و تا نيمه هاي شب به طول مي انجاميد. بعد از رفتن مردم جمع آوري اثاثيه و تميز كردن ظروف و استكان ها و همچنين جمع آوري قرآن و كتب دعا را انجام مي داديم و حدوداً تا 3 بعد از نصف شب به طول مي انجاميد. بعد از به آن منزلشان مي رفتيم و در آن جا سحري مي خورديم و براي نماز صبح به مسجد كه ديوار به ديوار منزلشان بود مي رفتيم و در آن جا بعد از مقداري صحبت به انتظار اذان صبح مي نشستيم. بعد از نماز به منزل مراجعه مي كرديم. حدوداً ساعت10 صبح با هم بيرون مي رفتيم و يك سري به باغ خودشان مي زديم.

 

 شرح زندگي شهيد از زبان خانواده:     

مادر شهيد مي گويد : نام او را پدرش انتخاب نمود و انگيزه او اين بود كه مي خواست نام امام حسين(ع) زيبنده وجودش باشد. و همچنين با علاقه اي كه پدرش به خاندان عصمت و طهارت داشت، نام وي را حسين گذاشت.

شهيد علاقه خاصي به مجالس قرآن داشت و در مراسم ايام محرم شركت و عزاداري مي كرد.

در ايام ماه مبارك رمضان مجالس روضه خواني و قرآن در منزل پدرش برگزار مي شد و وي مسئوليت پذيرايي از مهمانان را به عهده داشت. به طوري كه هركس در آن مجلس شركت مي كرد با چاي توسط حسين پذيرايي مي شد.

 

رفتار واخلاق شهيد:

شهيد حسين مال احمدي گل سرسبز خانواده بود، زينت بخش محفل و شمع شب هاي سرد و عزت و انتظار پدر، در ميان دوستان چنان به حسن و خلق شهرت داشت كه دوستي با او باعث سرور و شادي ديگران بود.




 

 

 

 

 

 

منبع : بنیاد شهید و امورایثارگران استان بوشهر

 

 

 

 

 

 

 

 

 


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده