خاطرات;
عبدالرحمن در آغازین روز شهریورماه سال 1337 در بندر بوشهر متولّد شد. او از پنج سالگی به مدرسه رفت و از 8 سالگی نماز خواندن را آغاز کرد.هم‌زمان با شروع جنبش امت مسلمان ایران علیه استبداد پهلوی در تظاهرات گسترده‌ی مردم به طور فعال شرکت می‌کرد.هم‌زمان با شروع جنگ در مهرماه 1359 به میدان نبرد شتافت. بعد از مدتی که دیده‌بانی در ارتش را بر عهده داشت ، به سپاه پاسداران در اهواز پیوست و راهی سوسنگرد شد.سرانجام در منطقه‌ی سوسنگرد در تاریخ 1360/6/27 در سنّ‌ 23 سالگی به شهادت رسید و در گلزار شهدای بوشهر آرام گرفت.
HJG

 

پدر شهید نامدارفرد از نحوه پیدا کردن جسد فرزندش می گوید :

پیکر فرزندم پس از شهادت در منطقه ی سوسنگر ؛ 5 ماه مفقود بود . تا اینکه یکی از دوستان ؛ در همان منطقه خواب می بیند که جسد شهید یاعلی مدد و چند نفر از یارانش در منطقه ی سوسنگرد زیر خاک است . شهید به خواب دوستش می آید و می گوید : « این قدر دنبال من نگردید ؛ من همین جا در همین منطقه هستم » .

صبح که می شود برای پیدا کردن اجساد ؛ چند نفر به همراه دو لودر به منطقه می روند . چندین ساعت  تلاش می کنند  و جسدی  پیدا نمی شود . یکی  از  راننده ها  خسته می شود و دست از کار می کشد و بر می گردد. ولی راننده دوم به کار خود برای پیدا کردن اجساد ادامه می دهد تا اینکه بعد از ساعتها تفحص ؛ یکباره راننده از بالای لودر پرت می شود و به زمین می خورد . افرادی که شاهد ماجرا بوده اند ؛ به طرف راننده می دوند و راننده با حیرت می گوید : درون بیل لودر را نگاه کنید . وقتی می روند و درون بیل را نگاه می کنند ؛ می بینند چهار جسد است که یکی از آنها متعلق به عبدالرحمن بوده است .

 

پدر شهید یاعلی مدد از توجه شهید به مسائل شرعی می گوید :

یک روز ازمرخصی برگشته بود و ما تازه سهمیه ی 4 نفر کوپن شورا گرفته بودیم . وقتی دید ما سهمیه ی چهار نفر گرفته ایم ؛ با ناراحتی به من گفت : « چرا سهمیه ی 4 نفر کوپن گرفته اید ؟ من که پیش شما نیستم ؛ این کار صحیح نیست و باید سهمیه ی یک نفر کم شود » . خودش به شورا رفت و سهمیه ی یک نفر را کم کرد .

 

پدر شهید یاعلی مدد از تحصیلات شهید می گوید :

از فرزند شهیدم هر چه بگویم کم است . او یکی از شاگردان ممتاز دانشگاه و زبانزد خاص و عام بود. وی بدون آزمون وارد دانشگاه شد و به ادامه ی تحصیل در رشته ی مهندسی عمران پرداخت . سپس در تربت جام در هیات هفت نفره ی واگذاری زمین ؛ مسئول تقسیم اراضی بین مردم شد . فرزندم خیلی دوست داشت عدالت پیاده شود و سعی می کرد آنچه رضای خداست ؛ انجام گیرد .






























منبع : بنیاد شهید و امورایثارگران استان بوشهر



برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده