خاطرات;
شنبه, ۱۸ فروردين ۱۳۹۷ ساعت ۰۹:۴۶
شهید عسکر مغدانی در روستاي كوچك آبكش ،در سال 1345 خورشيدي دیده به جهان گشود.با آغاز سن مشموليت به خدمت مقدس سربازي رفت.به عنوان پاسدار وظيفه به خرمشهر اعزام شد تا در صفوف رزمندگان دفاع مقدس به حراست از ميهن اسلامي بپردازد.سرانجام در هنگامه عمليات كربلاي 8 در حالي كه مشغول نگهداري از چند اسير عراقي بود به قافله شهداي جاودان پيوست.
شهید عسکر مغدانی از زبان هم آغوشان

عباس مغداني(پدرشهيد):

همواره سعي داشت با همه اقوام ،فاميل و هم ولايتي ها رفت و آمد داشته باشد . دل پاك و بي كينه اي داشت . براي همين هم،همه مردم ده دوستش داشتند .

وقتي جسد او را به من نشان دادند دست به آسمان بلند كردم و خدا را شكر كردم . زيرا خداوند فرزندي به من داده بود كه توانسته بود به اسلام و ميهن خدمت كند و در اين راه شهيد بشود .

 

علي مغداني(برادر شهيد):

او براي همه از جمله اهل خانه الگو بود . رفتارش خيلي معصومانه بود . همه را به دينداري و وفاداري به نظام اسلامي و انقلاب اسلامي سفارش مي كرد .

 

 

از زبان دوستان

 

محمد مغداني(دوست،هم ولايتي و همسايه):

بسيار متواضع و فروتن بود . هميشه سعي مي كرد در سلام كردن پيش دستي كند !

به نظر من تربيت خانوادگي و فضاي مذهبي خانواده از او يك انسان مومن ساخته بود . معلم دوره نهضت سواد آموزي  او نيز خيلي در تصميم گيري او براي اينكه سرباز سپاه بشود موثر بود .آخر ،او سپاه را با هدف خاصي انتخاب كرده بود

 

جعفر مغداني(دوست،هم ولايتي و) :

ايام تابستان و گرما ،كار برايمان خيلي سخت بود . بعضي ازبچه ها خسته مي شدند ،آن شهيد عزيز ،اگرچه خودش هم خسته بود ،فوري به كمك ساير بچه ها هم مي رفت و كاري كه به عهده آنها گذاشته شده بود را هم انجام ميداد .

ادب و نزاكت و فروتني او را هيچگاه فراموش نمي كنم . هنگام استراحت (پس از كار بنايي) كه مي خواستيم چاي بخوريم،او آخرين فردي بود كه چاي مي خورد(تا رعايت ادب و احترام كرده باشد).

 

عبدالله چيگاني (دوست و هم رزم شهيد):

شهيد آن قدر به فرماندهان خود احترام مي گذاشت كه حد و حساب نداشت .درعين حال براي اجراي دستورات فرماندهي هم شجاعت زيادي از خود نشان مي داد.

 

 

 

نشان زخم

كس  چون  تو  طريق  پاكبازي  نگرفت

با   زخم   نشان  سرفرازي    نگرفت

زين پيش دلاورا  كسي چون تو  شگفت

حيثيت  مرگ   را   به   بازي   نگرفت

☼☼☼

ميراث شهيدان

هشدار  كه  باغ   شوره زاران   نشود

اين   خانه    مكان    لاشخواران   نشود

ميراث   گرانبار    شهيدان ،  هوشيار

بازيچه    خيل    بي تباران     نشود

☼☼☼

حرمت زخم

در   مزرع   سينه  لاله كاري   كرديم

در   ماتم   لاله   سوگواري   كرديم

با  آتش  اشك  و  آه  بر سينه خويش

 

 




 

منبع :

 

کتاب به دریا پیوستگان

نویسنده: مجید عابدی

تاریخ نشر : 1383/12/24

 

 


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده