شهید خرداد;
شنبه, ۱۲ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۶:۵۴
شهيد سيد علي خليلي فرزند سيد محمد در سال1343در خانواده اي مذهبي در روستاي«ابوخضرادي» اروند كنار از توابع آبادان چشم به جهان گشود.شهيد خليلي در راهپيمايي های انقلاب نقش به سزايي داشت و از اعضاي فعال به حساب مي آمد. با شروع جنگ تحميلي، مهاجرت اجباري خانواده خود به دشتستان شد.تا اینکه در 1363/3/4 شربت شهادت را نوشید.
اگر بدنم را قطعه قطعه كنيد و هر قطعه را در آتش بسوزانيد همين قطعه هاي سوخته شده لبيك يا خميني را سر مي دهند
 
نام ونام خانوادگي شهيد : سيد علي خليلي
نام پدر: سيد محمد
تاريخ تولد : 1343
محل تولد : روستاي ابوخضرادي از توابع آبادان
تاريخ شهادت : 1363/3/4
محل شهادت : شرهاني
نام عمليات : خيبر
محل دفن: بهشت رضوان دهقايد
 

زندگي نامه شهيد

شهيد سيد علي خليلي فرزند سيد محمد در سال1343در خانواده اي مذهبي در روستاي«ابوخضرادي» اروند كنار از توابع آبادان چشم به جهان گشود. جد پدري و مادري آن شهيد و پدر بزرگوار ايشان از شخصيت هاي صالح و باتقوايي بودند كه در زندگي، محل رجوع اهالي و مورد توجه خاص و عام قرار داشتند.

شهيد خليلي از همان دوران كودكي مسائل مذهبي و اسلامي را از پدرش آموخت و با آنها آشنا شد. به طوريكه در7 يا 8 سالگي فرايض ديني اش را به موقع انجام مي داد. دوران تحصيل دبستان و راهنمايي را در زادگاه خود به پايان رسانيد.در همين زمان انقلاب اسلامي به وقوع پيوست و مردم به پاخاسته ميهن به تظاهرات و راهپيمايي عليه رژيم طاغوتي شاه پرداختند. شهيد خليلي در اين راهپيمايي ها نقش به سزايي داشت و از اعضاي فعال به حساب مي آمد. با شروع جنگ تحميلي و مهاجرت اجباري خانواده به دشتستان، شهيد به اجبار براي ادامه تحصيل خود در محل جديد اقامت خود، به دبيرستان امام خميني(ره) شهرستان دشتستان رفت. تا اين كه در سال تحصيلي62-63 براي دفاع از ميهن و آرمان اسلامي خويش راهي جبهه هاي نبرد شد و با رشادت ها و سربلندي شربت شيرين شهادت را نوشيد.

 
وصيت نامه شهيد

«قل ان الموت الذي تفرون منه فانه ملاقيكم ثم تردون الي عالم الغيب و الشهاده فينبئكم بما كنتم تعلمون»سوره جمعه آيه 8

اي رسول به جاهلان بگو آن مرگي كه شما از آن فرار مي كنيد حتماً به شما خواهد رسيد،سپس السلام عليك يا بقيه الله الاعظم.السلام عليك يا ابا عبدالله و علي الارواح التي حلت بفنائك،السلام عليك يا مولانا الامام خميني زعيم ثور الاسلاميه.

با درود بر مهدي(عج) امام عصر و زمان و ياور رزمندگان و با درود و سلام بر حسين سرور آزادگان عالم،سلام بر آنان كه در خون غلتيدند و به هل من ناصرٍ ينصرني امام لبيك گفتند.

اينجانب در حالي اين وصيت نامه را مي نويسم كه هر لحظه حاضرم تا به نداي هل من ناصر امام لبيك بگويم.پروردگارا! در اين دنياي فاني در راه رضاي تو كار نكردم پس به اميدي به سوي تو بيايم جزء با كوله باري از گناه،اي خداي بزرگ شرم مي كنم به اسلام و مسلمين خدمتي نكرده ام.در خانه نشستن و خوردن و خوابيدن پس مرگ در بستر براي من ننگ است.

خدايا به بزرگواري خودت گناهان ما را ببخش و ما را بيامرز.زيرا ما به زندگي زودگذر دنيايي دل نبسته ايم و از خانه و خانواده و از مدرسه و آشنايان دوستان قطع اميد كرده ايم و تنها براي رضاي تو راهي ميدان شده ايم و اين را به دشمنان اسلام بگويم،اي دشمنان اسلام در ريختن خون ما خوشحال مي شويد! فكر نكنيد كه ما را از مرگ مي ترسانيد،چنين مرگي براي ما بزرگترين افتخار است و يا فكر نكنيد كه ما را از هدف خود منصرف مي كنيد.بلكه ما تا آخرين قطره خون مي جنگيم . اي استكبار جهاني،اي ابر قدرت ها و اي كفار بدانيد كه اگر بدنم را قطعه قطعه كنيد و هر قطعه را در آتش بسوزانيد همين قطعه هاي سوخته شده لبيك يا خميني را سر مي دهند،و اي پدر،مادر،برادر،خواهر بزرگوارم اگر با شما بد رفتاري كرده ام و اگر ازمن ناراحت شديد به بزرگواري خودتان ببخشيد،اميدوارم ادامه دهنده راهمان باشيد و جاي ما را خالي نگذاريد.مادرم مبادا از شنيدن خبر شهادتم بر سر و سينه خود بزنيد و ناله و شيون سر دهيد.اگر خواستي گريه كني به ياد سيد الشهداء(ع)و مظلوميت او گريه كن و به ياد شهداي صدر اسلام و شهداي انقلاب و شهداي جنگ تحميلي.اي پدر و مادر،من در نزد شما امانتي بودم و امانت را هم به درستي و به موقع تحويل صاحبش داديد.حجله دامادي من در خون غلتيدن است و به عالم جبروت پرواز كردن.تو اي مادر،صبور باش و افتخار كن كه اين هديه ناقابل را تقديم خدا كرده اي و بالاخره سفارش بنده حقير را بپذير و مساجد را كه سنگرند حفظ كنيد و از نماز جمعه و جماعات غافل نشويد و از كمك به رزمندگان دريغ نورزيد.

سيد علي خليلي فرزند سيد محمد/ جمعه15/12/63

 


خاطره ي شهيد از زبان مادرش

در زمان كودكي شهيد سينه درد گرفت و خيلي من زجر كشيدم  كه در همين حال او را به دكتر بردم و در مطب نشسته بودم،خيلي ناراحت و خسته بودم.در همان اندكي چرت زدم.در عالم خواب ديدم كنار دريا خيمه اي بود،كه سيد بزرگواري  از آن خيمه بيرون آمد و بچه را از دستم گرفت و نوازش كرد و بعد من بيدار شدم.بچه را برداشتم و آمدم خانه،بعد شروع كرد به بازي گوشي با بچه هاي ديگر. فهميدم كه اثر دست آن سيد بزرگوار روي بچه اثر گذاشته و او را شفا داده است.

 

خاطره اي از پدر شهيد

 

وقتي كه شهيد تير خورده بود و مي خواستند وي را به داخل آمبولانس ببرند او اظهار مي دارد كه نماز ظهر و عصر را نخوانده است و اين نشان از ايمان والاي شهيد دارد.كه درآن شرايط سخت از نماز سخن به ميان آورد. 

 

رفتار و اخلاق شهيد

 از خصوصيات اخلاقي شهيد خليلي مناعت طبع و بلندي او بود.به طوري كه هيچ گاه از والدين خود چيزي را تقاضا نمي كرد.سكوتي توأم با تفكر در زندگي او سايه افكنده و زندگي اش را روحي خاص بخشيده بود.هيچ وقت زبان به عيب گويي و بدگويي ديگران نمي گشود.نماز جمعه و جماعت او ترك نمي شد، چشم طمع به مال ديگران نداشت.اگر موفق به انجام كار خيري مي شد به شدت كتمان مي نمود كه مبادا ريا و تظاهر در او راه يابد.در حالي كه زندگي ساده و فقيرانه اي داشت از هستي عالم برخوردار بود.مختصر درآمدي كه داشت براي كمك به مستمندان اختصاص مي داد و بنا به دستور اسلام نسبت به پدر و مادرش احترام خاصي قائل بود و هيچ گاه شوخي هاي بي جا،تمسخر و تفاخر كه از صفات مذموم انساني است از وي ديده نشد.حجب و حياي توأم با تواضع و فروتني از او شخصيتي مؤثر و محجوب ساخته بود.از همه بالاتر عشق به اسلام و قرآن در وجود او متبلور شده و مقابله با دشمنان اسلام را يك نوع وظيفه مي دانست.شهيد هميشه متواضع و فروتن و مهربان بود.حجب و حياي او مثال زدني بود،وي امانتدار بود و صبر حوصله بسيار داشت.با همه مردم مهربان و در مقابل كودكان تواضع از خود نشان مي داد.شهيد همواره علاقه وافري به قرآن و نماز جماعت و جمعه داشت و واجبات را به موقع انجام مي داد.

بنیاد شهید و امور ایثارگران استان بوشهر
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده