شهید خرداد ماه ;
سه‌شنبه, ۲۲ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۶:۵۵
شهيدعلي حقه سبز در سال 1327 در خانواده اي مذهبي در محله خضر برازجان ديده به جهان گشود.. او چون مي خواست حضور دائم در صحنه انقلاب داشته باشد قبل از گرفتن ديپلم ،از تحصيل دست برداشت دبيرستان را ترك كرد تا بتواند حضور بيشتري در صحنه داشته باشد و از آنجا كه عشق به اسلام را در سر داشت بعد از پيروزي انقلاب بخدمت سپاه پاسداران برازجان درآمد وپس از آموزش عازم جبهه كردستان شد.
DG

زندگی نامه شهید علی حقه سبز

 

شهيدعلي حقه سبز در سال 1327 در خانواده اي كارگر ولي مذهبي در محله خضر برازجان ديده به جهان گشود و در آغاز سنين كودكي به همت پدر و مادر با مسائل اوليه اسلام شد. ايشان به خاطر حس كنجكاوي عجيبي كه داشت هميشه مورد علاقه و نظر دوستان و معلمين خود بود. او در سراسر دوران تحصيلي در زمره ممتازترين شاگردان مدرسه به شمار مي رفت در زمان شكوفا شدن انقلاب شركتي فعالانه در برپايي تظاهرات وتخريب مراكز فساد داشت . او چون مي خواست حضور دائم در صحنه انقلاب داشته باشد قبل از گرفتن ديپلم با اينكه كلاس دوازده بود از تحصيل دست برداشت دبيرستان را ترك كرد تا بتواند حضور بيشتري در صحنه داشته باشد و از آنجا كه عشق به اسلام را در سر داشت بعد از پيروزي انقلاب بخدمت سپاه پاسداران برازجان درآمد وپس از آموزش عازم جبهه كردستان شد،تا با مزدوران استكبار جهاني بجنگد پس از دو ماه حماسه آفريني به سپاه پاسداران برازجان برگشت . اما چون روح بلند او نمي گذاشت آرام بگيرد دوباره به سوي جبهه روان شد او در جبهه نقش يك رزمنده واقعي را ايفا مي كرد و دوش به دوش همرزمان خود دلاورانه با دشمنان انقلاب اسلامي مي جنگيد. او در جبهه رقابيه همراه رزمندگان ديگر به مأموريت فرستاده مي شود و در شب پنچ شنبه 1361/2/16 در نخستين لحظات صبح در يك كارزار با صداميان در حالي كه با كلماتي دلنشين به نيروهاي اسلام روحيه مي داد مورد اصابت گلوله قرار گرفت ودر تاريخ 61/2/16 شربت شهادت را نوشيد كه پيكر پاكش پس از 60روز از كربلاي رقابيه به برازجان انتقال يافت وبه خاك سپرده شد. از خصوصيات بارز وي اخلاق حسنه اي بود كه داشت ودر كلاسهاي نظامي خود استفاده مي كرد و در آغاز كلاس نكات اخلاقي را متذكر مي شد.

 

 

وصیت نامه شهید علی حقه سبز

به نام خداوند بخشنده ومهربان خدايا يا مرا از سپاهيانت قرار ده كه براستي سپاه تو پيروز است و مرا در حزب خود قرار ده كه همانا حزب تو هميشه رستگار است و قرار بده مرا از دوستانت كه همانا دوستان تو هيچ ترس و هيچ غم و اندوهي ندارند. خدايا دينم را اصلاح كن كه دين نگهدار كار من است و آخرتم را اصلاح كن كه خانه دائمي من است و به سوي تو مجاورت  گريزگاه من است و زندگي مرا مايه فزوني در هر خيري ومرگ مرا وسيله آسايش من از هر شري قرار ده وبر محمد آلش درود فرست. پدرجان بنده طلب كار به هيچ كس نيستم و بدهكار به هيچ كس نيز نيستم. بدهي بجز به خداوند منان است كه آن هم اميد است خداوند مرا ببخشد و همچنين ديگر برادرانم نيز مرا ببخشند. برادرانم وصيت من به شما اين است كه امام را تنها نگذاريد و انقلاب اسلامي ايران كه به رهبري امام روح ا... الموسوي الخميني به پيروزي رسيد را پشتيباني نماييد و اگر خداوند شهادت را نصيب من كرد سلاح مرا برداريد و روانه جبهه شويد تا شايد خداوند شما و شهيدان را ببخشد و اين كافر صدام و صداميان را سرنگون سازد.

آمين يا رب العامين

خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار

امروز كه اين نامه را مي نويسم 61/1/18 مي باشد و يكي چند روز ديگر روانه جبهه مي گرديم خداحافظ شما.

علي حقه سبز

 

 

 

خاطره مادر شهید علی حقه سبز

 

پسرم بعد از پيروزي انقلاب اسلامي به خدمت سپاه پاسداران برازجان در آمد و پس از آموزش عازم جبهه كردستان شد تا با مزدوران استكبار جهاني بجنگد پس از دو ماه حماسه آفريني به سپاه پاسداران برازجان برگشت.ايشان در شب پنچ شنبه 1361/2/16 در نخستين لحظات صبح در يك كارزار با صداميان در حالي كه با كلماتي دلنشين به نيروهاي اسلام روحيه مي داد مورد اصابت گلوله قرار گرفت ودر تاريخ 61/2/16 شربت شهادت را نوشيد كه پيكر پاكش پس از 60 روز از كربلاي رقابيه به برازجان انتقال يافت و به خاك سپرده شد. خبر شهادت ايشان توسط دوستانش به دست ما رسيد و همه ما را به خاك غم نشاند روحش شاد. ايشان از رفتاري بسيار عالي برخوردار بودند و هم از لحاظ اخلاق و هم از لحاظ ديني نمونه كامل بودند و زبانزد خاص وعام بود . نماز و قرآن را همراه با بازي دوست داشت . عاشق امام بودند و خوشرو وخوش برخورد بودند و به مستضعفين بسيار كمك مي كرد و به خانواده خود بسيار احترام مي گذاشتند و براي بچه ها احترام خاصي قائل بودند. هنگام تشييع پيكر پاك فرزندم احساس مي كردم كه علي همراه من راه مي رود و من در آن موقع احساس رضايت مي كردم و خوشحال بودم كه مادر شهيد هستم و به فرزند خود افتخار مي كردم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع : بنیاد شهید و امور ایثارگران استان بوشهر

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده