خاطرات;
شهيد محمد مسيح گل فرزند عباس در سال 1347در خانواده اي مذهبي در برازجان چشم به جهان گشود.با پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي، زندگي ايشان وارد مرحله جديدي شد. پس از دوران آموزشي براي دفاع از خاك ميهن اسلامي خود به جبهه غرب كشور اعزام شد. در سال 1367 كه عمليات مرصاد به اسارت درآمد.
شهید محمد مسیح گل از زبان دیگران

 

نام پدر:  عباس

نام مادر: معصومه

تاريخ تولد : 47/2/1

محل تولد : برازجان

تاريخ شهادت : 67/4/31

محل شهادت : منطقه عملياتي سومار

سمت : سرباز وظيفه نزاجا

محل دفن: بهشت سجاد (ع) برازجان

 

 

پيكر مطهر فرزندم گل باران شد

 مادر شهید محمد مسیح گل


فرزندم در سال 1347 در برازجان متولد شد. نام ايشان را پدرش انتخاب كرد روز تولد فرزندم مصادف با گراميداشت ايام خاصي بود،كه در حال حاضر دقيقاً حضور ذهن ندارم. ايشان با عشق و علاقه راهي جبهه شدند فرزندم براي اولين بار كه راهي جبهه شد حالت نوراني داشت. بعد از مدتي كه فرزندم عازم جبهه شد به ما اطلاع دادند كه محمد مفقود الاثر شده است،ولي بعد از چند سال جنازه شهيد مسيح گل را آوردند و بعد از پانزده سال انتظار، پيكر مطهر فرزندم گل باران شد.

 

 

کوتاه از شهید محمد مسیح گل

اززبان پسر خاله شهید

 

وي را راهنمايي كردم و به بسيج و مسجد آوردم، و سپس او در فعاليتهاي بسيج شركت كرد تا آنكه در سال 66 به خدمت رفت (سرباز نيروي زميني ارتش) مجروح شد و دوباره اعزام شد كه خدمت را ادامه دهد. و در عمليات مرصاد به اسارت گرفته شد و در زندان بعثيون به درجه رفيع شهادت نائل گرديد.

 

 

هميشه با خدا بود

 مادر شهید محمد مسیح گل

 

هميشه با خدا بود. و كمك به فقيران را در سر لوحه كار خود قرار داده بود. حتي موقعي كه تركش خورده بود، مي گفت كه مادر ناراحت نشو من خوب مي شوم، تركش به پايش اصابت كرده بود، و بعد از كمي استراحت با چوب دستي راه مي رفت. بعد از خوب شدن او را فرستادم و گفتم كه به دستور امام خميني گوش كن و او را راهي جبهه كردم. بعد از شهادت عكسي از او آورده بودند و مي گفتند كه پسرت است عكسش را آوردم و گفتم اين پسر من است؟ گفتم مگر صدام چه بر سر پسر من آورده است و باورم نمي شد كه او شهيد شده است. يك روز خواب ديدم كه در حياط نشسته ام يك پرنده ضعيف آمد و در بغلم نشست، گفتم اين پسر من است و يك مرتبه ديگر خواب ديدم پسرم در كوچه افتاده است، و روسري سياه رويش است همان موقع گفتم كه پسرم شهيد شده است.

 

محمد پسر دوم من بود

 کلامی از پدر شهید محمد مسیح گل

 

محمد پسر دوم من بود، رفتار خيلي خوبي داشت و گوش به فرمان بود. موقعي كه به مكه مكرمه رفته بودم او به سربازي رفته و در تقسيم به سومار اعزام شده بود. و درآنجا زخمي شده و بعد از خوب شدن به محل خدمت خود بازگشت كه در آنجا اسير مي شود. پسرم در اسارت شهيد شده است و در زير شكنجه هاي بعثيان به شهادت رسيده است. شهيد فردي بسيار فعال و مذهبي بود در كليه مراسم شركت مي كرد و در كودكي وقت خود را با افراد ناباب نمي گذراند. به لحاظ علاقه اي كه به انقلاب داشت تا كلاس پنجم ابتدايي ادامه تحصيل داد و مدرسه را رها كرد. و مي خواست به جبهه برود و عضو فعال بسيج شد. تا اينكه براي خدمت سربازي اعزام شد. از طريق صليب سرخ اعلام كردند كه شهيد شده است. و 13 سال  در خاك عراق بود در سال 81 جسد وي را آوردند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع : بنیاد شهید و امور ایثارگران استان بوشهر

 

 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده