شهید آبان ماه;
سه‌شنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۲۳:۴۶
شهید دانیال متولد سال 1342 در خانواده ای متدین و مذهبی در جم دیده به جهان گشود.شهید دانیال بخاطر دفاع از حکومت اسلامی با الگو پذیری از امام حسین (ع) که بسیار شیفته او بود کسب و کار را رها کرد و راهی جبهه های نور علیه ظلمت شد. و سرانجام در 1361/8/19 به شهادت رسید.
گریه آهسته!

 

شهید محمد علی دانیال

 

زندگی نامه

شهید دانیال متولد سال 1342 در خانواده ای متدین و مذهبی در محله قلعه کهنه جم از توابع استان بوشهر دیده به جهان گشود.پس از گذراندن دوران طفولیت جهت فراگیری قرآن راهی مکتب خانه های سنتی آن زمان گردید.در سن 7 سالگی وارد مدرسه شد و پس از گذراندن موفقیت آمیز دوران ابتدایی به مدرسه راهنمایی فاضل جمی راه یافت و تا سال دوم شغول به تحصیل شد.شهید دانیال ضمن اینکه به تحصیل خود ادامه می داد در مغازه کوچکی که پدر مهربان و دلسوزش جهت مخارج روزمره خانواده راه انداخته بود مشغول فعالیت اقتصادی شد و پس از مدتی این امر باعث شد که وی از ادامه تحصیل منصرف شود. همزمان با شروع جنگ تحمیلی وی که جوانی مکتبی و پر شور و انقلابی بود مغازه کوچک خود را به یک هسته مقاومت تبدیل کرده بودو ضمن کار روزانه در محل کسب جوانان هم عقیده خود را برای رفتن به جبهه تشویق می کرد. شهید دانیال بخاطر دفاع از حکومت اسلامی با الگو پذیری  از امام حسین (ع) که بسیار شیفته او بود کسب و کار را رها کرد و راهی جبهه های نور علیه ظلمت شد. پس از یک ماه نبرد با بعثیون برای دیدار با خانواده خود به منطقه جم بازگشت. با اینکه یک هفته مرخصی داشت اما بیشتر از چهار روز در منطقه توقف نکرد و مجددا به جبهه عزیمت نمود. این بار پس از چهل روز جنگ و ستسز با مزدوران بعثی در عملیات (محرم) و در جبهه های عین خوش در تاریخ 19/8/61 به آرزوی دیرینه خود دست یافت و به دیدار معشوق شتافت. آرامگاه مطهر این شهید بزرگوار در گلزار شهدای جم واقع شده و زیارتگاه عاشقان و عارفان می باشد.



وصیت نامه

مردم شهید پرور ایران شما می دانید که در زمان حکومت پهلوی زیر یوغ استعمارگران و جهان خواران بودید.شما ها انقلاب کردید ،جان دادید تا اینکه درخت تنومند اسلام سبز بماند.امیدوارم که بیشتر بتوانید برای اسلام و قرآن و امام عزیز خدمت کنید. مردم مسلمان ایران مبادا خدای ناکرده روزی بیاید که امام ندای "هل من ناصر ینصرونی" را سر دهد و ما بی تفاوت باشیم.مبادا از پیر جماران امید مستضعفان جهان و پاره ی تن پیامبر (ص) فاصله بگیرید.

خوشا به حال کسانی که جان ناقابلشان را فدای قرآن و امام عزیزشان کردند. پدر و مادر عزیزم: وظیفه من بود که به شماها خدمت کنم ولی بیشتر از این صلاح خدا نبود.پدر و مادر عزیزم: شما برای من گریه نکنید.من برای رضای خدا و امام زمان و امام امت جان ناقابلم را فدای آنها کردم شما بعد از من هیچ وقت بلند گریه نکنید چون حضرت زینب(س)که داغ 72 تن در دل داشت و زیاد گریه نکرد در گوشه ای پنهانی می نشست و آهسته گریه می کرد.ما هم پیش امام حسین (ع) می رویم.جان شما و جان امام عزیزمان! جان شما و جان قرآن،جان شما و جان اسلام،جان شما و جان امام عزیزمان. مرا پهلوی آرامگاه شهید حسین رهبر دفن کنید و شب های جمعه و چهارشنبه فراموشم نکنید. 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 





منبع : بنیاد شهید و امور ایثارگران استان بوشهر

 

 

 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده