شهید آذرماه;
پنجشنبه, ۰۸ آذر ۱۳۹۷ ساعت ۰۰:۵۹
شهید محمد لر زاده در سال1347 در روستای کمّه ی ریز دیده به جهان گشود. با تشکیل بسیج مستضعفین در این نهاد مردمی شرکت نمود .و به جبهه رفت و بعد از چهل روز در جبهه، به آرزوی خود در تاریخ 1360/9/9 رسید.

زندگینامه و وصیت نامه شهید محمد لرزاده

زندگی نامه

شهید محمد لر زاده در سال1347در خانواده ی مذهبی در روستای کمّه ی ریز دیده به جهان گشود. پدر شهید از راه کشاورزی و باغبانی مخارج خانواده را تأمین می نمود شهید لرزاده با وجود علاقه ی شدید به فرا گیری علم و دانش به علت فقر شدید مالی نتوانست به مدرسه راه یابد و از آموختن محروم ماند. وی زمانی که به سن ده سالگی رسید و وضع پدر را دید که با چه مشقتی هزینه ی خانه را تأمین می کند روح بلندش آزرده خاطر گشت . روح لطیفی که به پدر عشق می ورزید .او به پرداختن به شبانی و باغبانی دست پدر را می گرفت و گاهی نیز همراه برادرانش در بوشهر به کارگری پرداخت .

در سال 1360کلاس آموزش قرآن کریم در مسجد روستای پشتو به صورت شبانه راه اندازی شد و از آنجا که شهید علاقه ی فراوانی به کسب علوم قرآنی داشت در شب های سرد و بارانی زمشتان با پیمودن چنیدن کیلومتر راه ناهموار باغ و جنگل و رود خانه خود را به کلاس آموزشی قرآن می رساند او دارای اخلاق نیکو و پسندیده بود و همین باعث شده بود که برای جوانان الگو بود.

با تشکیل بسیج مستضعفین در این نهاد مردمی شرکت نمود او در میان برادران بسیجی فردی متعهد و مسئولیت شناس به حساب می آمد.

محمد روزانه شاهد عزیمت بسیجیان سلحشور به جبهه های نبرد و پرپر شدن گلهای این مملکت بود ماندن را از مرز اعتکاف چله نشینان آستانه حق فرا تر دید و لباس خاکی احرام را که رنگها را می زدود و فراتری و فروتری را به بوته فراموشی می سپرد، بر تن خویش استوار یافت نگاهش را به افق خیره کرد ، شاید که روزنه نورش را بدو هدیه دهد. یا فروغی از لابه لای در خت کهنسال هستی به سویش تلألو کند. دنیا را ندید و برای رفتن به قله آرزوی خویش در تاریخ  1360/6/4 به جبهه رفت و مدت چهل روز در آنجا ماند.

سپس باز گشت و مجدداً در تاریخ 1360/8/5راهی آوردگاه دفاع از ناموس و کیان میهن خویش گشت.تا اینکه در تاریخ 1360/9/9در عملیات بستان دعوت حق را لبیک گفت و به آرزوی دیرینه خویش که فوز عظیم شهادت بود رسید.

 

 

وصیت نامه

«ولا تحسین الذین قتلو فی سبیل الله امواتاً بل احیا عند ربهم یرزقون»

کسانی را که در راه خدا کشته می شوند مرده نپندارید بلکه آنان زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خوردن.

الان که این چند جمله را که به عنوان وصیت نامه مینویسم شب هنگام است، این جانب و به همراه رزمندگان اسلام در خط مقدم جبهه هستم که هرآن احتمال کشته شدنم وجود دارد هر چند که من لیاقت رسیدن به فوز عظیم شهادت را ندارم ، بر خود فرض دانستم که این چند جمله را بنویسم تا اگر خداوند مرا به مهمانی خود پذیرفت و به شهادت رسیدم دیگران بدانند که من بدون هیچ گونه اکراه واجبار به جبهه آمدم تا از کیان اسلام و حیرم قرآن و میهن عزیزم ایران اسلامی دفاع کنم، ریزا دشمن بعثی با تمام قوای نظامی و حمایت همه ی ابر قدرت های جهان کشور ما را مورد هجوم و تجاوز قرار داده است. لذا بر همه ملت مسلمان ایران واجب کفایی است که به جبهه آیند و جلوی صدامیان را بگیرند و همواره گوش به فرمان امام امت باشند وامّا شما ای پدرومادر عزیزم ، من نتوانستم فرزند خوبی برای شما باشم شما با بزرگواری خود  مرا ببخشید و از برادرانم نیز می خواهم مرا حلال کنند و از خواهرانم طلب بخشش و گذشت دارم، شاید در حق آنان کوتاهی کرده باشم و در اینجا لازم میدانم اول به خودم و بعد به برادرانم و خواهرانم و سپس به همه دوستان وآشنایان سفارش نمایم که نماز اول وقت را فراموش نکنید و همواره به یاد خدا و مرگ و روز قیامت باشید و راه شهدا را ادامه دهید و امام عزیز را تنها نگذارید.

«والسلام محمد لرزاده»

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار- 1360/9/4

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع : بنیاد شهید و امور ایثارگران استان بوشهر

 


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده