خاطرات;
شهید محمد جواد اجرائی در سال 1348 در جم دیده به جهان گشود. تحصیلات خود را تا دوم دبیرستان ادامه داد و بعد عازم جبهه جنگ شد و سرانجام در 65/10/21 در عملیات کربلای پنج و در منطقه شلمچه به شهادت رسید.
د


احقاق حق

روزی در یکی از دروس، که ظاهرا تعلیمات دینی بود" بیست و پنج صدم" نمره را که حق خود می دانست از وی کسر کرده بودند.بعد از ساعتها بحث و گفتگو با آوردن دلیل منطقی دبیر مربوطه را به نمره وی اضافه می نماید.

رقابت درسی

حدود شش سال با ایشان دوست بودم .با توجه به این که شهید دانش آموزی متعهد و مستعد بود همواره دوستان و همکلاسی های خویش را به درس خواندن و دفاع از مرز و بوم اسلامی تشویق می کرد.با عده ای از همکلاسی ها رقابت درسی داشت.ازلحاظ انشاء و نامه نگاری در سطح عالی بود و چون مطالعه داشت یک روز شعری پیرامون رقابت درسی با همکلاسی ها سروده بود که برایمان قرائت کرد.

سجایای اخلاقی

در طول 17 سال زندگی با برکت ویژگی اخلاقی اش اطرافیان را تحت تاثیر قرار می داد.احترام به والدین بخصوص مادر را همواره وظیفه خود می دانست.به صله رحم اهمیت ویژه ای می داد.با کودکان به نرمی ملایمت و مهربانی رفتار می کرد.به لحاظ روحیه قوی و رشادت بی نظیری که داشت همواره سخت ترین کارها را آسانترین می پنداشت.در پذیرش مسئولیت آن را بر می گزیدکه برای دیگران سخت تر باشد.کمتر دوست یا همکلاسی اش بود که تحت تاثیر رفتار وی قرار نگیرد.معلمین خویش را بسیار دوست داشت و احترام آنها را از واجبات می دانست.گاهی اوقات کتابی را امضاء می کرد و به معلمانش هدیه می داد.در مراسم و مجالس مذهبی حضور چشمگیری داشت و هم سن و سالانش را در این زمینه تشویق و تهییج می کرد.امر بمعروف و نهی از منکر را هرگز فراموش نمی کرد.وی فردی دلسوز و متعهد به انقلاب بود.دوستان و اطرافیان خویش را مرتب به جبهه فرا می خواند.ماموریت های محوله را با جان و دل پذیرا و به انجام هر کاری که در پیشبرد اهداف انقلاب نقشی داشت حاضر و محیا بود.

شهید از نگاه مادر

محمد جواد چهارمین فرزند ماست.هنگام اعزام به جبهه 17 ساله بود.روحیه ای شاد داشت.تنها آرزویش رفتن به جبهه بود.قبل از این که به جبهه برود به حال جوانان جبهه رفته غبطه می خورد.چون قبلا بدلیل سن کم نمی توانست به جبهه برود با تغییر تاریخ تولد در شناسنامه سن خود را به 17 سالگی رساند و زمینه اعزام خویش را فراهم ساخت.پسری متین و آرام بود و به انجام واجبات و مستحبات مقید متعهد و کوشا بود.سعی می کرد در تمامی امور نظم را رعایت کند.به نماز اول وقت معتقد و مقید بود و به دیگران نیز در این مورد سفارش می داد.

شهید به روایت پسر عمو

او دارای اخلاقی پسندیده و خوب بود.هرگاه کاری به او محول می شد.به بهترین وجه انجام می داد.همیشه در مراسمات مذهبی حضور فعال داشت.به لحاظ روحیه مردانگی و رشادت طلبی همیشه سخت ترین کارها را آسانترین کار می دانست.همکلاسی ها و دیگر دوستان را سخت تحت تاثیر قرار داده بود و با جبهه و جنگ آشنا می ساخت.

ترویج فرهنگ جبهه در مدرسه

بنده 8 سال با شهید اجرایی همکلاس بودم .شهید اجرایی  از دانش آموزان ممتاز مدرسه بشمار می رفت.همیشه در مدرسه از جبهه و جنگ سخن می گفت و موضوع انشایش نیز در همین رابطه بود.ایشان در کلاس درس از دانش آموزان مستعد و ممتاز بود.اگر یک روز نمره وی از 18 کمتر می شد گریه می کرد. خبر شهادت شهید اجرایی که در مدرسه شنیدیم همگی متاثر شدیم.

عطوفت و مهربانی شهید

ایشان احترام خاصی نسبت به خانواده خصوصا مادرم داشت و به محض ورود به منزل سراغ ایشان را می گرفت.با کودکان به نرمی و مهربانی رفتار می کرد و به صله رحم اهمیت ویژه ای می داد.من بر خود واجب می دانم ادامه دهنده راه آن عزیز باشم.

از آنجا که ایشان فردی دلسوز و متعهد به انقلاب بود به یاد دارم که مرتبا از خصوصیات جبهه و جنگ با همکلاسی های خود صحبت و به طرق مختلف دوستان را با تشویق و دلگرمی به جبهه های حق علیه باطل فرا می خواند.

و اما از زبان برادر بسیجی و جانباز سر افرازمان آقای احمد زائری فرزند علی که همراه و همرزم شهید اجرایی بوده اند چنین می شنویم:

برخورد شهید اجرایی با دیگر دوستان خیلی خوب بود.همیشه بچه ها را نسبت به جبهه دلگرم و به آنها روحیه مقاومت در برابردشمن می داد.هنگامی که شهید اجرایی به شهادت رسید بنده مجروح و به بیمارستان فاطمه زهرا (س)آبادان اعزام شدم.خبر شهادتش را در بیمارستان شهید چمران اصفهان شنیدم.هر گاه ماموریت از طرف فرمانده گردان صادر می شد شهید اجرایی با یاد و نام خدا و بدون هیچ دغدغه ای آنرا انجام می داد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع : بنیاد شهید و امور ایثارگران استان بوشهر

 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
آخرین اخبار