دست نوشته;
شهید سید محمد حسن سعادت در سال 1324 شمسی در قصبه سعد آباد متولد شد.در انقلاب فعالیت چشمگیری داشت. پس از پیروزی انقلاب مسئولیت کمیته و سپاه را بعهده گرفت با شروع جنگ عازم جبهه شد و در تاریخ 7 دی ماه 1359 به شهادت رسید.
اینطور باشد. پدر جان مگر والده ام می خواست چکار کند. در خانه که نگذاشته بودی چند روزی پیش همشیره بماند. مگر خوشبختی وآسایش بچه ات را نمی خواهی من که هیچ ولی اقلاً مواظب آنها باش خودت می دانی که این مدت همیشیره خودش مریض است  یکی می خواهد مرتباً زیر بالش را بگیرد. قاصد می فرستی که تا ننه محمد حسن بیاید، بیاید چه کار کند کار خوبی نبوده، اواخر بسیار ناراحت است. من احتیاج به کمک داشتم و اصلاً به من کمک نکردند و دیگر پایم را به خانه نخواهم گذاشت. ببین پدر جان مرتباً خودت برو سرکشی کن و از احوالات آنها سراغ بگیر ضمناً باید خدمتتان عرض کنم که عکسی را که فرستاده بودی در مرحله اول نشناختم و فخرالدین مرا متوجه ساخت و موضوع نامه را برایم بنویس که چه نوشته بودی که نامه را نفرستادی اکنون که این نامه را می نویسم شش امتحان داده ام ولی آنطور که باید و شاید خوب نبوده، پدر جان قصد دارم بعد از امتحان یعنی سوم و چهارم برج دی البته اگر فخرالدین موافقت کرد و آمد که می آییم و یک سری می زنیم و اگر نیامد که هیچ می ماند تا عید، که انشاءالله باز همراه خواهیم بود، ضمناً یک نخل در نظر بگیر برای کشتن. والده و همشیره ها را از قول بنده و  فخرالدین سلام برسانید. فخرالدین حاضر است. هرکه از ما پرسد سلام برسانید. زیاده عرضی ندارم. ارادت مند شما سید محمد حسن سعادت.
اینطور باشد. پدر جان مگر والده ام می خواست چکار کند. در خانه که نگذاشته بودی چند روزی پیش همشیره بماند. مگر خوشبختی وآسایش بچه ات را نمی خواهی من که هیچ ولی اقلاً مواظب آنها باش خودت می دانی که این مدت همیشیره خودش مریض است یکی می خواهد مرتباً زیر بالش را بگیرد. قاصد می فرستی که تا ننه محمد حسن بیاید، بیاید چه کار کند کار خوبی نبوده، اواخر بسیار ناراحت است. من احتیاج به کمک داشتم و اصلاً به من کمک نکردند و دیگر پایم را به خانه نخواهم گذاشت. ببین پدر جان مرتباً خودت برو سرکشی کن و از احوالات آنها سراغ بگیر ضمناً باید خدمتتان عرض کنم که عکسی را که فرستاده بودی در مرحله اول نشناختم و فخرالدین مرا متوجه ساخت و موضوع نامه را برایم بنویس که چه نوشته بودی که نامه را نفرستادی اکنون که این نامه را می نویسم شش امتحان داده ام ولی آنطور که باید و شاید خوب نبوده، پدر جان قصد دارم بعد از امتحان یعنی سوم و چهارم برج دی البته اگر فخرالدین موافقت کرد و آمد که می آییم و یک سری می زنیم و اگر نیامد که هیچ می ماند تا عید، که انشاءالله باز همراه خواهیم بود، ضمناً یک نخل در نظر بگیر برای کشتن. والده و همشیره ها را از قول بنده و فخرالدین سلام برسانید. فخرالدین حاضر است. هرکه از ما پرسد سلام برسانید. زیاده عرضی ندارم. ارادت مند شما سید محمد حسن سعادت.

ضمن تقدیم عرض سلام همواره اوقات صحت و سلامتی شما را از درگاه قادر منان خواهانم و امیدوارم پیوسته شاد و فرحناک باشید و هیچ وقت آب تلخ از کام نازک شما فرو نرود و همیشه دلتان شاد و لبهایتان خندان گردد. چنانچه جویای حال فخرالدین و من برآمده باشید به حمد الله نعمت صحت برقرار است. به جز دوری از فیض حضور مبارکتان آن هم امید است دیدارها به زودی زود میسر گردد. پدر جان مرقومه شریف مورخ 20 / 9  با نامه آقا باقر و یک نامه از مراد  فخر الدین واصل و زیارت گردد و بی نهایت خوشحال گردیدم. پدر جان شما می نویسید که نامه نمی نویسی من می نویسم یا شما و این مشکلی است باید پیش خودمان حل شود. در بعد موضوع رضا فرموده بودید که برو پیش رئیس، احتیاجی نیست چون هر غذایی که بخواهم برایم مهیا می کنند والحمدلله چند روزی است که شکمم خوب شده ولی هنوز پرهیز هستم دلتان در فکر نباشد. ضمناً آقا باقر نامه نوشته بود و بسیار از شما شکایت داشت چرا
ضمن تقدیم عرض سلام همواره اوقات صحت و سلامتی شما را از درگاه قادر منان خواهانم و امیدوارم پیوسته شاد و فرحناک باشید و هیچ وقت آب تلخ از کام نازک شما فرو نرود و همیشه دلتان شاد و لبهایتان خندان گردد. چنانچه جویای حال فخرالدین و من برآمده باشید به حمد الله نعمت صحت برقرار است. به جز دوری از فیض حضور مبارکتان آن هم امید است دیدارها به زودی زود میسر گردد. پدر جان مرقومه شریف مورخ 20 / 9 با نامه آقا باقر و یک نامه از مراد فخر الدین واصل و زیارت گردد و بی نهایت خوشحال گردیدم. پدر جان شما می نویسید که نامه نمی نویسی من می نویسم یا شما و این مشکلی است باید پیش خودمان حل شود. در بعد موضوع رضا فرموده بودید که برو پیش رئیس، احتیاجی نیست چون هر غذایی که بخواهم برایم مهیا می کنند والحمدلله چند روزی است که شکمم خوب شده ولی هنوز پرهیز هستم دلتان در فکر نباشد. ضمناً آقا باقر نامه نوشته بود و بسیار از شما شکایت داشت چرا
مدارک تحصیلی شهید
مدارک تحصیلی شهید

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده