خاطرات;
چهارشنبه, ۰۳ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۰۰:۰۲
شهيد عليرضا صيادي در سال1344/4/21 در خانواده اي تنگدست ولي بي نهايت خوشبخت به دنيا آمد.در سال1362در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي برازجان براي رفتن به جبهه نام نويسي كرد.و سرانجام در مورخه 65/11/3 به شهادت رسيد و به لقاءالله پيوست.
تا شهد و بوي آن نجويم برنگردم

شهيد عليرضا صيادي

نام پدر: خليل

تاريخ تولد : 1344

محل تولد : روستاي دهقايد

تاريخ شهادت : 1365/11/3

محل شهادت : منطقه شلمچه

نام عمليات : كربلاي 5

محل دفن: بهشت رضوان دهقايد

 

 

 

 

خاطره اي از برادر شهيد

من و عليرضا برگه مرخصي گرفتيم كه به منزل بر گرديم در همان لحظه ديديم فرمانده مان«شهيد احمد نيا» به طرف ما مي آيد. سر و صداي رزمندگان شور و شوق عجيبي به همراه داشت،هر كدام كاري انجام مي دادند.يكي غسل شهادت مي كرد. يكي وصيت نامه مي نوشت و ديگري لباس هايش را مهيا مي كرد.اين لحظه ها معمولي بود.هر كدام حاكي از حادثه هايي بود كه ممكن بود پيش آيد.انسان با ديدن اين صحنه ها دنيا را فراموش مي كرد و تنها حس رسيدن به خدا را در خود تقويت مي نمود.فرمانده پس از سلام و احوالپرسي گفت:«داريد مي رويد» سپس رو به عليرضا كرد و گفت:«مگر نمي داني فردا به عمليات مي رويم؟»عليرضا! اين بار به تو قول مي دهم دست خالي بر نمي گردي. عليرضا ديگر آن عليرضاي چند دقيقه قبل نبود.خنده اي كرد و گفت:من كه تا شهد و بوي آن نجويم برنمي گردم. با شنيدن اين حرف لرزه اي بر اندامم افتاد در همان حال كه سرشار از شوق وصف ناشدني بود برگه مرخصي را پاره پاره كرد.ناگهان متوجه من شد با مهرباني دستي بر سر من كشيد و گفت:«ابراهيم به خانه برو و سلام مرا به آنها برسان.» گفتم:يعني تو بماني من بروم؟هرگز با تو آمدم با تو نيز برمي گردم.هر دو در عمليات شركت مي كنيم يا كشته مي شويم يا هر دو باز مي گرديم.عليرضا گفت:«آيا فكر مادر را نكرده اي،اگر تو دوكبوتر داشتي كه از كوچكي آن ها را بزرگ كرده بودي حاضر بودي هر دو را با هم از دست بدهي»و هزاران دليل و حديث آورد تا مرا راضي كرد در چهره اش نور عجيبي نمايان بود.آن قدر تغيير كرده بود كه در شناختنش شك كرده بودم.او نماز شب خواند،غسل شهادت كرد و وصيت نامه نوشت و عازم ميدان گشت.آري همان رزمنده اي كه در كربلاي4 پس از بمباران مسجد آبادان بعد از نيم ساعت از زير آوار سالم بيرون مي آيد تنها فردي است كه از گروه20  نفري كه در مسجد در عمليات كربلاي5  شركت كردند به شهادت رسيد.

 

 

رفتار و اخلاق شهيد

شهيد صيادي واقعاً از خود گذشتگي داشت.به تمام معنا وجودش را فداي محرومين و مستضعفين مي كرد.در پايبندي به عقايد دينيش نمونه بود.براي خانواده ايثار مي كرد.نمونه اي از صبر و شكيبايي به حساب مي آمد.در نظم و رسيدگي به كارهايش بسيار دقيق بود.همواره آرزوي پرواز در دل داشت.دوستانش را براي ياد دادن فرايض ديني به آنها با خود به مسجد مي برد.و ماه هاي رمضان باني مجالس روضه خواني بود كه در منزل عمويش برگزار مي شد.طرفدار سرسخت اسلام بود. با دهان روزه به زمين زراعتي كه كيلومترها تا روستا فاصله داشت مي رفت و پا به پاي اعضاي خانواده درو مي كرد.قلبي پاك،روحي بلند و ديدي باز داشت.به همه چيز با ديده بصيرت مي نگريست و از لحظه هاي زندگيش با وسواس تمام بهره مي برد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 تا شهد و بوي آن نجويم برنگردم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع : بنیاد شهید و امور ایثارگران استان بوشهر

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
آخرین اخبار