نوید شاهد | پایگاه فرهنگ شهادت

آرشیو کامل
فرهنگی و اجتماعی
آرشیو

زندگینامه شهید ناصر جوهر زاده

شهید ناصر جوهر زاده فرزند عوض متولد 1343 که درمحله ای بنام لیل از شهرستان بوشهر متولد شده بود.با بچه های بسیج همکاری به سزائی داشته و چندین بار با بچه های بسیجی عازم جبهه های حق علیه باطل گردید . تا اینکه در تاریخ1365/11/1 در جزیره مینو مفقودالاثر گردید.
زندگینامه شهید انقلاب عبدالرضا رگبار

زندگینامه شهید انقلاب عبدالرضا رگبار

شهید عبدالرضا رگبار در مهر ماه سال 1336 در کوی خاقانی شهرستان آبادان متولد شد .در یکی از روستاهای دور افتاده خرم آباد مشغول به تدریس دانش آموزان روستایی و محلی که وی در آنجا انجام وظیفه می نمود.سال اول دوران سپاهی گری خود را به پایان رسانید. تا اینکه در مرداد ماه سال 57 موفق به اخذ مرخصی به مدت یکماه جهت دیدار از خانواده شد و در پایان مرخصی خود یعنی در 28 مردادماه توسط طاغوتیان جنایتکار به شهادت رسید.
زندگینامه شهید راه  انقلاب عباس مشایخ

زندگینامه شهید راه انقلاب عباس مشایخ

شهید عباس مشایخ در قریه سرخره از توابع دشتستان در یک خانواده فقیر ولی پایبند به مذهب بدنیا آمد.سالهای 1356 و 1357 تظاهرات مردم مسلمان ایران به رهبری امام علیه رژیم طاغوتی شاه که به اوج خود رسیده بود، شهید مشایخ نیز در کلیه تظاهراتی که ترتیب داده میشد شرکت میکرد.در یکی از تظاهرات پر شکوه جلو پاسگاه ژاندارمری سعدآباد توسط مزدوران شاه مورد هدف گلوله قرار گرفت و شهید گردید
سراغ مادر که می رفت؛ اول دستش را می بوسید

سراغ مادر که می رفت؛ اول دستش را می بوسید

شهید رسول حیدری فرزند مشهدی((محمد علی)) در سال ۱۳۴۷ در محیط خانواده ای مذهبی ومتدیی، درروستای((طویل دراز))دیده به جهان گشود.شهید در تاریخ ۱۳۶۳/۹/۱۷ جهت پاسداری از مرزهای جمهوری اسلامی ایران رهسپار جبهه های شمال غرب شد و به مدت ۳ ماه در کردستان دلیرانه ماموریت محوله را به پایان رسانید.پس از اتمام دوره ی آموزشی، راهی منطقه ی جنوب شد و پس از ۶ ماه ایثارگری شبانه روزی در خط مقدم جبهه و در سخت ترین ماموریت ها، در تاریخ ۱۳۶۷/۴/۴در منطقه ی عملیاتی ((کوشک)) در یک نبرد قهرمانانه با کفار بعثی، به لقای محبوب خود رسید و به درجه رفیع شهادت نایل آمد.
اگر لیاقتش را داشته باشم شهید می شوم

اگر لیاقتش را داشته باشم شهید می شوم

مادر شهید می گوید : عبدالخالق بعد از شهید شدنش به خواب من نیامده ‏ولی چند بار به خواب خواهرانش آمده ‏و از آنها خواسته که مراقبم باشند و گفته است که به مادر بگوید ناراحت نباشد جای من بسیار خوب است....