خاطرات;
سه‌شنبه, ۲۳ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۴:۰۰
شهید نادرعوضی (خالق پناه) در 49/3/16 در روستای صفی آباد در خانواده مذهبي چشم به جهان گشود. پس از گذراندن دوره آموزشي جهت ياري رساندن به سپاه اسلام راهي جبهه شد در عملياتهاي متعددي از جمله عمليات والفجر 8 شركت داشت.سرانجام در 67/5/8 به شهادت رسید.
به من نگاه کن ای برادر


شهید نادر عوضی (خالق پناه)

 

نام پدر: عبدا

 

نام مادر:فاطمه رضوي

 

تاريخ تولد : 49/3/16

 

محل تولد : روستاي صفي آباد

 

تاريخ شهادت : 67/5/8

 

محل شهادت : اسلام آباد،عمليات مرصاد

 

شغل: در حال خدمت نظام وظيفه

 

مسئوليت در زمان شهادت: سرباز وظيفه كميته

 

محل دفن: بهشت سجاد (ع)برازجان

 

 

 

 به من نگاه كن اي برادر

برادر شهید نادر عوضی (خالق پناه)

 

همزمان با عمليات مرصاد بود كه از روستاي كهنوج داوطلبانه به جبهه اعزام شد و در همين عمليات نيز شهيد شد. ايشان سرباز كميته انقلاب اسلامي كهنوج بود تاريخ شهادت وي در 67/5/8 و محل شهادتش اسلام آباد بود. من آن موقع 17 يا 18 ساله بودم قبل از اين كه به سربازي برود در بسيج فعاليت بسيار زيادي داشت. نادر تك تير انداز بود و به عنوان و بي سيم چي نيز شجاع و نترس بود. بار اول به خاطر اين كه سنش كم بود وي را اعزام نمي كردند. شناسنامه خود را بزرگتر كرده بود تا بتواند اعزام شود ايشان تا سوم راهنمايي درس خوانده بود و خيلي به جبهه علاقه داشت. توسط برادر سيد نصرالله حسيني از شهادت وي خبر دار شديم. برادر بزرگترم نيز با وي در جبهه بود. آنها با يكديگر در يك قايق بودند نادر بي سيم چي بود و عباس هم فرمانده قايق. نامش در مدرسه شهيد باهنر جاوادنه گرديده است.در زمان انقلاب به علت كمي سن فعاليتي نداشت. عمويش خواب مي بيند كه پاي وي قطع شده است و اين خواب يكي از رؤياهاي صادقانه اي بود كه آرزوي نادر را برآورده مي ساخت. وي فرزند ششم خانواده بود.

 

 

تكرار خاطرات

 برادر شهید نادر عوضی (خالق پناه)

 

شب ها وي در مرقد شهدا نگهباني مي داد تا قبور شهداء را نبش قبر نكنند. اكثر شب ها تا 12 شب در آنجا بود صداي مادرش مي آيد كه با اصرار مي گويد: به جبهه نرو زيرا شهيد مي شوي. گفت من بايد بروم مملكت به من احتياج دارد.مدرسه را رها كرد و به علت  علاقه به جبهه به ياري دين خدا بشتابد. به طور داوطلبانه به جبهه مي رود و بعد از اتمام سربازي در عمليات مرصاد به شهادت مي رسد. به من نگفتند كه پسرم شهيد شده است خودم به برازجان آمدم و به منطقه نيروي انتظامي رفتم و در آن جا بود كه فهميدم پسرم شهيد شده است من نتوانستم آخرين بار پسرم را ببينم و افتخار دارم كه پسرم شهيد شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع: بنیاد شهید و امور ایثارگران استان بوشهر

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده