نیمه‌های شب صدایی به گوشم رسید. آرام گوش تیز کردم که صدا را بشنوم ناگهان دیدم قائم‌مقام لشکر ۱۰سیدالشهدا (ع) آن که ۱۰ هزار نیرو تحت امرش بود، در دل تاریکی رو به معشوق خود آرام آرام می‌گرید و با عجز و ناله صدا میزند «إِلَهِی وَ رَبِّی مَنْ لِی غَیْرُکَ». ادامه این روایت را از زبان سرهنگ مجتبی واعظی در متن خبر بشنوید.

به گزارش نوید شاهد بوشهر؛«سرهنگ مجتبی واعظی» راوی توانمند دفاع مقدس، روایت شیرین و تاثیرگذار از قائم‌مقام لشکر ۱۰سیدالشهدا(ع) در عملیات کربلای 5 روایت می کند.

نیمه های شب صدایی به گوشم رسید. آرام گوش تیز کردم که صدا را بشنوم ناگهان دیدم قائم‌مقام لشکر ۱۰سیدالشهدا(ع) آن که 10 هزار نیرو تحت امرش بود در دل تاریکی رو به معشوق خود آرام آرام می گرید و با عجز و ناله صدا میزند « إِلَهِی وَ رَبِّی مَنْ لِی غَیْرُکَ» او کسی نبود جز شهید «یدالله کلهر»، سرداری رشید با ویژگی‌هایی همچون صلابت، شهامت، صبر و توکل بر خدا بود که رفتاری بزرگ منشانه داشت و مردانگی و شجاعت با جانش آمیخته بود.

بیشتر بخوانید

سرهنگ واعظی مسیر روایتگری خود را مدیون شهدای همچون شهید «حاج یدالله کلهر» میداند.

در ادامه این روایت شیرین و تاثیر گذار را بشنوید.

انتهای پیام/

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
مطالب برگزیده استان ها
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده